Skip to content
radar

پیش‌بینی مدیرعامل پالانتیر؛ تنها دو گروه شغلی از اتوماسیون هوش مصنوعی جان سالم به در می‌برند

پیش‌بینی مدیرعامل پالانتیر؛ تنها دو گروه شغلی از اتوماسیون هوش مصنوعی جان سالم به در می‌برند
در
خواندن در ۲ دقیقه

اصل مطلب:

  • الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، معتقد است در عصر هوش مصنوعی تنها دو گروه در بازار کار بقا خواهند داشت: صاحبان مشاغل یدی و مهارتی، و افراد دارای تنوع عصبی (نورودایورجنت).

  • هوش مصنوعی برخلاف تصورات اولیه، سطوح پایه مشاغل یقه سفید مانند کدنویسی ساده، بررسی قراردادهای حقوقی و کپی‌رایتینگ استاندارد را نابود کرده است.

  • پالانتیر با راه‌اندازی دوره‌های کارآموزی بدون نیاز به مدرک دانشگاهی و استخدام اختصاصی افراد با الگوهای ذهنی متفاوت، قواعد سنتی جذب نیرو را دگرگون کرد.

سال‌ها به نسل‌های متوالی گفته شد برای داشتن آینده‌ای امن، باید به دانشگاه‌های معتبر بروند، چارچوب‌های استاندارد را بیاموزند و پشت میزهای شیک شرکت‌های بزرگ بنشینند. اما اکنون با گسترش بی‌سابقه مدل‌های هوش مصنوعی، میزها در دفاتر شرکتی هنوز سر جای خود هستند، ولی کارهایی که وجود آن صندلی‌ها را توجیه می‌کردند با یک پرامپت ساده در حال ناپدید شدن هستند. الکس کارپ (Alex Karp)، مدیرعامل صریح‌الهجه شرکت تحلیل داده پالانتیر (Palantir)، پیش‌بینی متفاوتی را مطرح کرده است: دانشگاه‌های سنتی فارغ‌التحصیلانی تربیت کرده‌اند که ماشین‌ها جایگزینشان می‌شوند و در دنیای جدید، تنها دو دسته از انسان‌ها برگ برنده را در دست دارند.

بحران مشاغل پایه و توقف زنجیره رشد

پیش از پرداختن به دو گروه برنده، باید دید ماشین‌ها دقیقاً چه کارهایی را زودتر از بقیه تصاحب می‌کنند:

  • برنامه‌نویسی و توسعه نرم‌افزار: در گذشته نیروهای تازه‌کار با دیباگ‌های خسته‌کننده و کدهای خط مقدم یاد می‌گرفتند سیستم‌ها چگونه کار می‌کنند؛ اما اکنون دستیارهای هوش مصنوعی تمام این وظایف ورودی را در کسری از ثانیه انجام می‌دهند.

  • وکالت و قراردادهای حقوقی: کارشناسان تازه‌کار سال‌ها زمان صرف خواندن بند به بند قراردادها می‌کردند تا مهارت تشخیص بندهای پرخطر را به دست آورند؛ در حالی که اکنون مدل‌های زبانی متن‌های پایه را می‌خوانند و شرکت‌ها سهمیه جذب دستیار حقوقی را کاهش داده‌اند.

  • تولید محتوا و نویسندگی: وظایف ساده‌ای نظیر توضیحات استاندارد محصول یا نگارش ایمیل‌های اداری که سکوی پرتاب نویسندگان جوان بودند، همگی خودکار شده‌اند.

  • قطع چرخه مربی‌گری (Apprenticeship): خطر بزرگ این است که وقتی کارهای اولیه و تکراری حذف شوند، نیروی کار چگونه تجربه لازم را برای تبدیل شدن به مهندسان ارشد، شرکای حقوقی یا سردبیران باتجربه کسب کند؟

اخبار فوری
اخبار فوری پوشش لحظه‌ای اخبار و رویدادها از ۱۰۰ رسانه مالی معتبر به زبان فارسی
مرور اخبار امروز

دسته اول: صاحبان مهارت‌های فیزیکی و فنی

نخستین گروهی که از تیغ هوش مصنوعی در امان خواهند بود، افرادی هستند که با دستان خود کار می‌کنند؛ یعنی لوله‌کش‌ها، برق‌کارها، نجارها و جوشکاران:

  • پارادوکس موراوتس (Moravec’s Paradox): اموری که برای ذهن انسان دشوار به نظر می‌رسند (مانند محاسبات پیچیده ریاضی، منطق و نوشتن کد) برای رایانه‌ها بسیار آسان و ارزان هستند؛ در حالی که مهارت‌های غریزی و ساده انسانی مانند تعادل فیزیکی، لامسه و استفاده از یک آچار در فضایی تنگ و تاریک، برای ماشین‌ها به شدت گران و تقریباً دست‌نیافتنی است.

  • داوری و تصمیم‌گیری در محل: یک لوله‌کش در زیرزمین آب‌گرفته خانه‌ای قدیمی با ضربه زدن به لوله چدنی و گوش دادن به صدای آن، بدون هیچ نقشه‌ای مشکل را تشخیص می‌دهد؛ تشخیصی متکی بر تجارب حسی که در هیچ دیتاستی برای آموزش مدل‌های زبانی قابل ثبت نیست.

  • تحقیر تاریخی در مدارس: سیستم آموزشی برای دهه‌ها دانش‌آموزان بااستعداد را از این شاخه‌های مهارتی دور کرد، اما حالا همین تخصص‌ها بالاترین حاشیه امنیت شغلی را دارند.

مشخصه مقایسه‌ای کارشناس یقه سفید سنتی تکنسین فنی و مهارتی نیروی دارای تنوع عصبی (نورودایورجنت)
شیوه یادگیری پیروی از دستورالعمل‌ها و کتاب تجربه عملی، حسی و آزمون خطا تفکر غیرخطی و کشف الگوهای خارج از کتاب
هزینه جایگزینی با AI بسیار پایین با یک مدل زبانی فوق‌العاده بالا به دلیل نیاز به رباتیک پیشرفته غیرممکن به علت عدم پیروی از داده‌های گذشته
آسیب‌پذیری شغلی بسیار بالا در سطح ورود به بازار مصون در برابر اتوماسیون دیجیتال

تقاضای فزاینده برای حل مسائل نامتعارف

دسته دوم: ذهن‌های متفاوت با تفکر غیرخطی

گروه دومی که کارپ بر آن‌ها دست می‌گذارد، افرادی هستند که ساختار پردازش اطلاعات در مغزشان با الگوهای استاندارد جامعه تفاوت دارد؛ یعنی افراد مبتلا به خوانش‌پریشی (Dyslexia)، بیش‌فعالی و نقص توجه (ADHD) و اوتیسم:

  • رهایی از کتابچه‌های راهنما (Playbooks): سیستم‌های شرکتی همیشه تکرار فرآیندهای استاندارد را تشویق می‌کردند؛ اما هر چیزی که قابلیت دستورالعمل شدن داشته باشد، توسط مدل‌های هوش مصنوعی آموخته می‌شود. فردی که خوانش‌پریشی دارد، مجبور بوده راه‌های میان‌بر برای درک یکباره مسائل پیدا کند و نمی‌تواند طبق روال خطی فکر کند.

  • ارتباط مفاهیم نامرتبط: افراد دارای ADHD با پرش میان ایده‌های نامتعارف، ارتباطاتی را می‌سازند که یک ذهن منظم هرگز متصور نمی‌شود. همچنین مهندسان دارای طیف اوتیسم الگوها یا ناهنجاری‌هایی را ردیابی می‌کنند که فیلترهای معمول انسانی و ماشینی از روی آن‌ها عبور می‌کنند.

  • تبدیل ضعف به مزیت رقابتی: صفاتی که سال‌ها در جلسات مصاحبه و ارزیابی عملکرد به عنوان نقص یا ناتوانی برای همگام شدن با سیستم شناخته می‌شدند، اکنون به تنها کالای نایابی تبدیل شده‌اند که هوش مصنوعی توان بازتولید آن را ندارد.

دگرگونی شیوه استخدام در پالانتیر

الکس کارپ این دیدگاه را تنها در حد سخنرانی باقی نگذاشته، بلکه نظام گزینش شرکت پالانتیر را بر مبنای آن بازسازی کرده است:

  • طرح کارآموزی شایسته‌سالاری: این شرکت سال گذشته درگاهی اختصاصی برای فارغ‌التحصیلان دبیرستان (بدون ورود به دانشگاه) باز کرد؛ افرادی با نمرات بالا در آزمون‌های ورودی که ۵ هفته اول حضورشان نه به کدنویسی، بلکه به مباحثه پیرامون تاریخ، تمدن و فلسفه می‌گذرد تا تفکر انتقادی را بیاموزند و سپس مستقیماً روی پروژه‌های واقعی کلاینت‌ها مشغول به کار شوند.

  • برنامه ویژه افراد با تنوع عصبی: پالانتیر این مسیر را یک ژست تکراری برای مسئولیت اجتماعی نمی‌داند، بلکه این نیروها را سازندگان الیت عصر آینده فناوری قلمداد می‌کند؛ فرصت‌های شغلی با حقوق سالانه ۱۱۰ تا ۲۰۰ هزار دلار که بدون الزام به ارائه مدرک رسمی پزشکی یا دانشگاهی، مصاحبه نهایی آن شخصاً توسط خود الکس کارپ انجام می‌شود.

  • پل میان دو جهان: از نگاه کارپ، وجه اشتراک یک جوشکار چیره‌دست و یک مهندس دارای الگوهای فکری واگرا این است که هیچ‌کدام را نمی‌توان در قالب چند خط کد یا یک دستورالعمل روتین خلاصه کرد؛ یکی دنیای واقعی را لمس می‌کند و دیگری مسائل را از زوایای پنهان می‌بیند.

ضرورت بازتعریف مهارت در دنیای فردا

پیام تحولات اخیر شفاف است: دورانی که یادگیری دقیق قوانین استاندارد و اجرای سریع‌تر آن‌ها متضمن موفقیت مالی بود، به پایان رسیده است. وقتی هوش مصنوعی می‌تواند وظایف آموزشی و پایه‌ای دفاتر کار را بهتر از هر کارآموزی پیاده کند، ارزش بازار کار به سمت دو قطب حرکت خواهد کرد؛ کارهای یدی غیرقابل‌پیش‌بینی در دنیای فیزیکی و ذهن‌های متمایزی که بن‌بست‌های فکری را می‌شکنند. در این چشم‌انداز، مدارک کلی دانشگاهی بدون مهارتی منحصر‌به‌فرد خریدار چندانی نخواهند داشت و چه بسا پردرآمدترین افراد کسانی باشند که برای تعمیرات ضروری شبانه به خانه‌ها فراخوانده می‌شوند یا گره‌های کوری را باز می‌کنند که هیچ الگوریتمی قادر به دیدن آن‌ها نبوده است.

کسب درآمد در چند دقیقه کسب درآمد سریع و آسان با دعوت از دوستان
دعوت دوستان

دیدگاه‌ها (۰)

اخبار مرتبط

اخبار بیشتر