Skip to content

آموزش پرایس اکشن (Price Action)؛ ترید بدون اندیکاتور و فقط با حرکت قیمت

متوسط

آموزش پرایس اکشن (Price Action)؛ ترید بدون اندیکاتور و فقط با حرکت قیمت
در
خواندن در ۱۱ دقیقه

چکیده

پرایس اکشن به‌عنوان یک رویکرد تحلیلی، نه تنها به شما اجازه می‌دهد حرکات قیمت و روندها را شناسایی کنید، بلکه کمک می‌کند تا بدون نیاز به اندیکاتورهای پیچیده، مستقیما از تغییرات بازار بهره‌برداری کنید. این روش شما را قادر می‌سازد سریع‌تر و دقیق‌تر تصمیم بگیرید، چرا که به‌جای استفاده از ابزارهای تأخیری، بر حرکت واقعی قیمت‌ها تمرکز دارد و سریع واکنش نشان می‌دهد. 

پرایس اکشن چیست و چرا از اندیکاتورها بهتر است؟

پرایس اکشن (Price action) به معنای تحلیل حرکت قیمت است. قیمت نیز به طور مستقیم تحت‌تاثیر رفتار خریداران و فروشندگان قرار دارد. ازاین‌رو با استفاده از پرایس اکشن می‌توانید روانشناسی بازار و تغییرات لحظه‌ای را بهتر درک کنید. اما چرا این روش بهتر از استفاده از اندیکاتورهاست؟

    • تحلیل ساده بدون داده‌های اضافی: در پرایس اکشن شما روندها و الگوهای قیمت را مطالعه می‌کنید و به داده دیگری نیاز ندارید. 
    • واکنش سریع به تغییرات بازار: پرایس اکشن به واقعیت بازار نزدیک‌تر است و بهترین روش برای شناسایی روندهای سریع و تغییرات ناگهانی بازار است؛ در حالی که اندیکاتورها معمولا با تاخیر به تغییرات واکنش می‌دهند. 
    • بدون نیاز به محاسبه: بر خلاف اندیکاتورها که نیاز به محاسبات پیچیده دارند، در پرایس اکشن شما خطوط روند را رسم کرده و الگوهای قیمت را شناسایی می‌کنید. 
    • بدون سیگنال متناقض: اندیکاتورها می‌توانند سیگنال‌های متناقض بدهند؛ مانند زمانی که اندیکاتور RSI سیگنال خرید می‌دهد اما مکدی (MACD) سیگنال فروش صادر می‌کند. اما در پرایس اکشن سیگنال‌ها مستقیما از حرکت قیمت گرفته می‌شوند و متناقض نخواهند بود.

در حالی که بسیاری پرایس اکشن را برتر از اندیکاتورها می‌دانند، انتخاب میان این ابزارها به شرایط بازار، تجربه و استراتژی شخصی شما بستگی دارد. برای مثال هنگام تغییر روند در بازار، پرایس اکشن سریع‌تر به شما نتیجه می‌دهد؛ درحالی که اندیکاتورها معمولا با تاخیر عمل می‌کنند. 

در نهایت، ترکیب دو ابزار می‌تواند رویکرد بهتری برای تحلیل بازار باشد؛ با پرایس اکشن تحلیل کنید و با اندیکاتورها یافته‌های خود را تأیید کنید. 

انواع-روند-در-بازار

حرف حساب بیل گیتس
حرف حساب بیل گیتس
اگه سرمایه‌تون از ایلان ماسک کمتره، باید این نکات رو موقع سرمایه‌گذاری جدی بگیرید!
4:57 | 00:00
برای گوش دادن به پادکست‌های بیشتر کلیک کنید.

اصول اولیه: شناسایی روند و ساختار بازار

اولین قدم برای تحلیل بازار با پرایس اکشن، درک صحیح روند و ساختار بازار است. روند، جهت اصلی حرکت قیمت را نشان می‌دهد و شناسایی روند در واقع به شناسایی یکی از این سه حالت اشاره دارد:

  • روند صعودی (Uptrend): زمانی که قیمت‌ها به‌طور متوالی سقف‌ها یا قله‌های بالاتر (Higher Highs) و کف‌های بالاتر (Higher Lows) ایجاد می‌کنند. 
  • روند نزولی (Downtrend): زمانی که قیمت‌ها به‌طور متوالی سقف‌های پایین‌تر (Lower Highs) و کف‌های پایین‌تر (Lower Lows) ایجاد می‌کنند.
  • روند رِنج، خنثی یا سایدوِی (Sideways/Range): در این حالت، قیمت بین سطوح حمایت و مقاومت حرکت می‌کند و هیچ روند مشخصی ندارد.

در واقع، شناسایی روند یعنی تشخیص اینکه قیمت در حال حرکت به سمت بالا، پایین یا در محدوده‌ای تثبیت‌شده است.

ساختار بازار یعنی قیمت‌ها در یک روند به چه شکلی حرکت می‌کنند؟ ممکن است بازار در حال تصحیح باشد، وارد فاز تثبیت شده باشد، یا تغییر روند داده باشد.

برای شناسایی ساختار بازار باید به دنبال این نشانه‌ها باشید:

ناتوانی در ساخت سقف یا کف جدید

اگر سقف جدید در روند صعودی یا کف جدید در روند نزولی ساخته نمی‌شود، قدرت خریداران یا فروشندگان کاهش پیدا کرده و ممکن است روند تغییر کند.

شکست ساختار (Break of Structure – BOS)

اگر قیمت از سطح سقف یا کف مهم برگردد، احتمال تغییر وضعیت بازار وجود دارد:

  • تصحیح (Correction): اصلاح کوتاه‌مدت در روند اصلی. 
  • معکوس شدن روند (Reversal): تغییر روند به جهت مخالف. 
  • تثبیت (Consolidation): قیمت‌ها بین دو سطح نوسان می‌کنند. 

پایگاه و مقاومت‌های موقت در روند 

سطوح حمایت و مقاومت ممکن است به‌طور موقت تغییر کنند. این نقاط می‌توانند نشانه‌ای از پولبک یا بازگشت به روند اصلی باشند.

سطوح-حمایت-و-مقاومت

سطوح کلیدی؛ چگونه حمایت و مقاومت‌های معتبر را رسم کنیم؟ 

در این بخش رسم سطوح حمایت و مقاومت را در وبسایت تریدینگ ویو (TradingView) آموزش می‌دهیم و نکات لازم برای رسم دقیق این سطوح را نیز بازگو می‌کنیم. 

  1. در قدم اول وارد سایت تریدینگ‌ویو شوید و به صورت رایگان یک حساب کاربری بسازید. 
  2. مطابق با تصویر زیر، در نوار جستجو نام ارز مورد نظر را وارد کنید. ما بیت کوین/ تتر (BTC/USDT) را در نظر می‌گیریم؛ زیرا اکثر ما برای خرید ارز دیجیتال در ایران از تتر استفاده می‌کنیم. 

تریدینگ-ویو

تصویر شماره ۱

۳.مقابل جفت‌ارز نام صرافی‌ها را می‌بینید، اگر از صرافی‌های خارجی استفاده نمی‌کنید، کافی است یکی از شناخته‌شده‌ترین‌ها را انتخاب کنید. 

۴.سپس نمودار BTC/USDT مطابق تصویر باز می‌شود؛ بازه زمانی کندل‌ها در باکس شماره ۱ نمایش داده می‌شود؛ برای تغییر می‌توانید روی آن کلیک کنید. 

تایم-فریم-نمودار

تصویر شماره ۲

۵.ابزار خط افقی (Horizontal Line) را از منوی سمت چپ در تصویر بالا انتخاب کنید. این ابزار برای رسم خطوط حمایت و مقاومت به‌کار می‌رود.

۶.برای رسم کافی است کلیک کرده و یک خط مستقیم رسم کنید.

 برای رسم خط حمایت، باید به نقاط کف که بازار به آن واکنش نشان داده است، اشاره کنید. برای رسم خط مقاومت، باید به نقاط قله که قیمت از آن برگشته، اشاره کنید.

نکات مهم برای رسم سطوح حمایت و مقاومت 

برای انتخاب تایم‌فریم (Timeframe) یا بازه زمانی به استراتژی خود توجه کنید:

رنگ سطوحی که رسم کردید را تغییر دهید:

برای این منظور مطابق با تصویر شماره ۳ روی سطح کلیک کنید و از نوار ابزاری که باز می‌شود، گزینه رنگ را انتخاب کنید تا بتوانید سطح مقاومت را از حمایت تشخیص دهید. 

رسم-سطح-حمایت-و-مقاومت

تصویر شماره ۳

چطور سطح حمایت و مقاومت معتبر را تشخیص دهیم؟

با رعایت این معیارها، سطوح را درست رسم خواهید کرد:

  • تماس‌های زیاد با سطح: اگر قیمت چندین بار به سطح برسد و برگشت کند، این سطح معتبرتر است. (مطابق با تصویر بالا که خط مقاومت رسم شده است)
  • پایداری سطح در زمان‌های مختلف: سطوحی که در چندین تایم فریم مختلف معتبر هستند، قدرت بیشتری دارند. مثلا اگر سطح حمایت در تایم فریم روزانه معتبر باشد، باید در تایم فریم‌های ۴ ساعته و ۱ ساعته نیز معتبر باشد.
  • دقت در انتخاب نقاط قله و کف: خط‌ها باید دقیقا روی نقاط قله یا کف قرار بگیرند. اگر قیمت در محدوده سطح مقاومت یا حمایت نوسان زیادی دارد، می‌توانید از ابزار مستطیل برای رسم مناطق استفاده کنید. یعنی سطوح حمایتی و مقاومتی را به‌جای یک خط دقیق، به‌صورت یک منطقه رسم کنید.

رسم-محدوده-حمایت-و-مقاومت

تصویر شماره ۴

آشنایی با مهم‌ترین الگوهای کندل استیک برای تغییر روند

کندل استیک‌ها (Candlestick) همان استوانه‌های سبز و قرمزی هستند که در نمودار می‌بینید.

اگر تایم‌فریم روی ۱ هفته باشد، هر کندل نشان‌دهنده یک هفته است.

  • در کندل سبز: قیمت بسته‌شدن بالاتر از قیمت باز شدن بوده و قیمت در آن بازه صعودی بوده است.
  • در کندل قرمز: قیمت نهایی پایین‌تر از قیمت باز شدن بوده و قیمت در آن بازه نزولی بوده است.

ترکیب کندل‌ها در کنار هم می‌تواند الگوهای خاصی مثل Pin Bar و Engulfing را تشکیل دهد. این دو الگو برای تعیین تغییر روند مناسب هستند:

الگوی-پین-بار

الگوی پین بار (Pin bar)- نشان‌دهنده تغییر روند 

 پین بار یک کندل استیک خاص است که بدنه‌ کوچک و سایه‌های بلندی دارد. سایه‌ پین بار باید حداقل دو سوم طول کل کندل باشد.

دم این کندل نشانه‌ ریجکت شدن قیمت است:

  • اگر سایه رو به بالا باشد، قیمت‌های بالاتر ریجکت شده و پین سیگنال نزولی می‌دهد.
  • اگر سایه رو به پایین باشد، قیمت‌های پایین‌تر ریجکت شده و پین سیگنال صعودی می‌دهد.

الگوی اینگالفینگ (Engulfing) – تغییر قدرت بین خریداران و فروشندگان

این الگو از دو کندل تشکیل شده و کندل دوم از نظر بزرگی، کندل اول را در بر می‌گیرد؛ کلمه اینگالف (Engulf) به معنای «پوشش‌دادن و در برگرفتن» است. 

الگوی اینگالفینگ می‌تواند با کمی فاصله از کندل قبلی (نه به‌طور دقیق پشت سر هم) شکل بگیرد، اما نکته اصلی این است که کندل دوم کاملا کندل اول را پوشش دهد.

  • الگوی اینگالفینگ صعودی: اگر قیمت در حال نزول است و یک کندل قرمز کوچک می‌بینید، اما کندل سبز بزرگتر از آن می‌شود و آن را می‌پوشاند، یعنی ممکن است بازار برگشته و به سمت بالا برود.
  • الگوی اینگالفینگ نزولی: اگر قیمت در حال صعود است و یک کندل سبز بزرگ می‌بینید، اما کندل قرمز بعدی آن را کاملا بپوشاند، این یعنی ممکن است بازار به سمت پایین برگردد.

این الگو باید در سطوح کلیدی مانند مقاومت (برای الگوی نزولی) یا حمایت (برای الگوی صعودی) شکل بگیرد تا تأثیرگذارتر باشد.

استراتژی‌های ورود و خروج با پرایس اکشن

برای ورود به معامله، وقتی قیمت به یک سطح کلیدی مانند حمایت یا مقاومت نزدیک می‌شود، باید منتظر سیگنال‌های تایید پرایس اکشن باشید. این سیگنال‌ها می‌توانند شامل شکست کاذب (False Breakout) یا الگوهای کندل استیک مثل Pin Bar و Engulfing باشند.

زمانی که قیمت از سطح حمایت یا مقاومت عبور می‌کند ولی بلافاصله برمی‌گردد، شکست کاذب (False Breakout) اتفاق می‌افتد و احتمال تغییر روند وجود دارد.

  • برای مثال: اگر قیمت به سطح حمایت رسید و بعد از آن الگوی اینگالفینگ صعودی شکل گرفت، این می‌تواند سیگنال خرید باشد.

برای خروج از معامله، باید به سطح‌های کلیدی توجه کنید. مثلا اگر قیمت به سطح مقاومت رسید و شروع به کاهش کرد، می‌توانید پوزیشن خرید خود را ببندید.

 تعیین حد ضرر (Stop-Loss)

بعد از مشخص شدن نقطه ورود و خروج، باید حد ضرر را به‌طور منطقی تعیین کرده و از ریسک‌های غیرضروری جلوگیری کنید. حد ضرر را جایی قرار دهید که با شکسته شدن آن، تحلیل شما بی‌اعتبار می‌شود. در معاملات خرید، حد ضرر را زیر سطح حمایت یا کف اخیر قرار دهید و در معاملات فروش، آن را بالای سطح مقاومت یا سقف اخیر تنظیم کنید.

مزایا و معایب ترید به سبک پرایس اکشن

در جدول زیر برخی از مزایا و معایب تحلیل با پرایس اکشن را مشاهده می‌کنید:

مزایا معایب
انعطاف‌پذیری در بازارها و تایم فریم‌ها نیاز به تجربه و وابسته به وضعیت بازار
کاهش وابستگی به اندیکاتورها وابسته به تجربه و تحلیل معامله‌گر 
درک بهتر روانشناسی بازار نیاز به انضباط عاطفی
کاربرد در شرایط روندی و رنج تفسیر ذهنی از شخصی به شخص دیگر متفاوت است.
عدم نیاز به محاسبه نیازمند بررسی دقیق نمودار و شناخت الگوها
واکنش سریع به تغییرات لحظه‌ای احتمال نادیده گرفتن روند کلی بازار در تایم فریم بالاتر 

پرایس اکشن با تمرکز بر حرکت قیمت اجازه می‌دهد روند و ساختار بازار را بهتر درک کنید. این روش تحلیلی با وجود سادگی، به تجربه و تمرین زیادی نیاز دارد و برای هر نوع بازار و چارچوب زمانی قابل استفاده است. مهم‌ترین ویژگی‌ این روش، واکنش سریع به تغییرات بازار و کاهش وابستگی به اندیکاتورها است. البته برای اطمینان از تحلیل خود می‌توانید از ابزارهای مکمل کمک بگیرید. 

دیدگاه‌ها

مقالات مرتبط