Skip to content
radar

چرا بازدهی صندوق‌های طلا با یکدیگر متفاوت است؟

چرا بازدهی صندوق‌های طلا با یکدیگر متفاوت است؟
در
خواندن در ۱ دقیقه

در نگاه اول، انتخاب یک صندوق طلا باید ساده باشد. دارایی پایه این صندوق‌ها طلاست و بنابراین انتظار می‌رود وقتی قیمت طلا بالا می‌رود، همه آن‌ها تقریباً به یک اندازه رشد کنند و در دوره‌های نزولی نیز رفتار مشابهی داشته باشند.

اما عملکرد واقعی صندوق‌ها چنین شباهتی را همیشه نشان نمی‌دهد. دلیل این تفاوت آن است که «سرمایه‌گذاری در طلا» یک استراتژی واحد نیست. مدیر هر صندوق می‌تواند ترکیب دارایی، میزان نقدینگی، نحوه اجرای معاملات و میزان استفاده از ابزارهای مالی را به شکل متفاوتی تعیین کند.

به همین دلیل، دو صندوق که هر دو در بازار طلا فعالیت می‌کنند، ممکن است در یک دوره مشخص بازدهی متفاوتی ثبت کنند.

بازدهی صندوق طلا چگونه شکل می‌گیرد؟

تغییر قیمت طلا مهم‌ترین عامل عملکرد صندوق است، اما تنها عامل نیست. ارزش گواهی‌های شمش و سکه موجود در پرتفوی، درآمد حاصل از وجوه نقد، هزینه‌های صندوق، کارمزد معاملات و حتی کیفیت اجرای سفارش‌ها می‌تواند نتیجه نهایی را تغییر دهد.

یکی از تفاوت‌های مهم نیز به خود دارایی‌های طلایی مربوط می‌شود. گواهی سپرده شمش و گواهی سکه هر دو از ارزش طلا تأثیر می‌گیرند، اما الزاماً رفتار یکسانی ندارند.

دلیل اصلی، حباب سکه است. قیمت سکه در بازار می‌تواند بالاتر یا پایین‌تر از ارزش طلای موجود در آن قرار بگیرد. بنابراین اگر حباب سکه در یک دوره افزایش پیدا کند، سکه ممکن است عملکردی بهتر از شمش داشته باشد. برعکس، کاهش حباب می‌تواند بخشی از بازده سکه را از بین ببرد؛ حتی اگر قیمت خود طلا تغییر زیادی نکرده باشد.

مدیری که بتواند چنین اختلاف‌هایی را شناسایی کند، می‌تواند از جابه‌جایی میان شمش و سکه برای ایجاد بازدهی بیشتر استفاده کند؛ بدون اینکه لازم باشد صرفاً جهت کلی قیمت طلا را پیش‌بینی کند.

اخبار فوری
اخبار فوری پوشش لحظه‌ای اخبار و رویدادها از ۱۰۰ رسانه مالی معتبر به زبان فارسی
مرور اخبار امروز

قیمت واحد صندوق همیشه برابر NAV نیست

یکی دیگر از عوامل مهم، تفاوت میان ارزش واقعی دارایی‌های صندوق و قیمتی است که واحدهای آن در بورس معامله می‌شوند.

NAV یا ارزش خالص دارایی‌ها نشان می‌دهد ارزش دارایی‌های صندوق به ازای هر واحد چقدر است. اما قیمت معاملاتی واحد صندوق در بازار بر اساس عرضه و تقاضا تعیین می‌شود و ممکن است برای مدتی بالاتر یا پایین‌تر از NAV قرار بگیرد.

بازارگردانی مناسب می‌تواند این فاصله را محدود کند. در مقابل، زمانی که نقدشوندگی کاهش پیدا می‌کند یا فشار خرید و فروش شدید می‌شود، احتمال ایجاد فاصله بیشتر میان قیمت تابلو و NAV افزایش می‌یابد.

به همین دلیل باید دو موضوع را از یکدیگر جدا کرد: بازدهی NAV و بازدهی سرمایه‌گذار بر اساس قیمت خرید و فروش واحدها.

ممکن است ارزش دارایی‌های صندوق رشد مناسبی داشته باشد، اما واحدهای آن با تخفیف نسبت به NAV معامله شوند. در نقطه مقابل، افزایش موقت فاصله قیمت بازار از NAV نیز می‌تواند بازدهی ظاهری بیشتری برای سرمایه‌گذار ایجاد کند که الزاماً ناشی از عملکرد بهتر دارایی‌های صندوق نیست.

مدیریت غیرفعال؛ نزدیک ماندن به رفتار طلا

در مدیریت غیرفعال، هدف اصلی پیش‌بینی مداوم بازار نیست. مدیر تلاش می‌کند ترکیب دارایی صندوق را تا حد امکان در مسیری نگه دارد که رفتار آن به دارایی پایه یا شاخص موردنظر نزدیک باشد.

در یک صندوق طلای غیرفعال، بخش بزرگی از پرتفوی می‌تواند در گواهی‌های مبتنی بر طلا قرار گیرد و تغییرات ترکیب دارایی بیشتر در واکنش به ورود و خروج سرمایه، الزامات قانونی یا نیازهای نقدینگی انجام شود.

مزیت چنین رویکردی، سادگی و قابل پیش‌بینی بودن فرآیند سرمایه‌گذاری است. سرمایه‌گذار بهتر می‌داند که عملکرد صندوق عمدتاً از حرکت خود طلا تأثیر می‌گیرد.

البته مدیریت غیرفعال به معنای پایین بودن ریسک نیست. اگر قیمت طلا ۲۰ درصد کاهش پیدا کند، صندوقی که تقریباً تمام مواجهه خود را با طلا حفظ کرده است نیز می‌تواند افت قابل‌توجهی داشته باشد.

مدیریت فعال؛ فراتر از دنبال کردن قیمت طلا

در مدیریت فعال، مدیر صندوق تلاش می‌کند علاوه بر بازده حاصل از افزایش قیمت طلا، از فرصت‌های موجود در بازار نیز استفاده کند.

تغییر وزن شمش و سکه، زمان‌بندی معاملات، استفاده محدود از ابزارهای مشتقه و توجه به اختلاف قیمت دارایی‌ها از جمله روش‌هایی هستند که می‌توانند در این رویکرد مورد استفاده قرار گیرند.

اگر این تصمیم‌ها بازدهی بیشتری نسبت به استراتژی پایه ایجاد کنند، از آن به‌عنوان آلفا (Alpha) یاد می‌شود. با این حال، بازدهی بالاتر به‌تنهایی به معنای عملکرد بهتر نیست. باید بررسی کرد صندوق برای رسیدن به این بازدهی چه مقدار ریسک پذیرفته است.

برای مثال، مدیر می‌تواند زمانی که سکه نسبت به ارزش ذاتی خود ارزان‌تر شده است، وزن آن را افزایش دهد و در صورت بالا رفتن بیش از حد حباب، دوباره وزن شمش را بیشتر کند. این روش بیشتر به ارزش نسبی (Relative Value) میان دو دارایی مربوط می‌شود تا پیش‌بینی مستقیم مسیر قیمت طلا.

اختیار معامله چه نقشی در صندوق طلا دارد؟

اختیار معامله (Option) یکی دیگر از ابزارهایی است که می‌تواند در مدیریت فعال مورد استفاده قرار گیرد.

در اختیار خرید (Call)، خریدار با پرداخت مبلغی به نام پرمیوم (Premium)، حق خرید دارایی پایه را در قیمت مشخصی به دست می‌آورد. اگر قیمت دارایی در جهت مورد انتظار حرکت کند، این موقعیت می‌تواند بازدهی قابل‌توجهی ایجاد کند؛ در حالی که در صورت محقق نشدن سناریو، زیان خریدار به مبلغ پرداخت‌شده برای اختیار محدود می‌شود.

برای صندوق طلا، این ابزار می‌تواند راهی برای افزایش کنترل‌شده مواجهه با سناریوی صعودی باشد. البته استفاده از اختیار معامله به‌خودی‌خود مزیت ایجاد نمی‌کند و عواملی مانند قیمت اختیار، زمان باقی‌مانده تا سررسید، نقدشوندگی و اندازه موقعیت اهمیت زیادی دارند.

بنابراین مشتقه نباید به معنای استفاده دائمی از اهرم تلقی شود. یک استراتژی حرفه‌ای باید مشخص کند چه زمانی استفاده از این ابزار توجیه دارد و چه مقدار از دارایی صندوق می‌تواند درگیر آن شود.

مدیریت فعال به معنای خرید و فروش دائمی نیست

یکی از برداشت‌های اشتباه این است که صندوق فعال باید دائماً در حال معامله باشد.

در واقع، افزایش تعداد معاملات لزوماً به معنای عملکرد بهتر نیست. هر معامله هزینه دارد و علاوه بر کارمزد، اختلاف قیمت خرید و فروش و اثر نقدشوندگی نیز می‌تواند بخشی از بازده مورد انتظار را کاهش دهد.

بنابراین اگر تغییر ترکیب پرتفوی نتواند بازده مورد انتظار کافی نسبت به هزینه و ریسک تصمیم ایجاد کند، حفظ موقعیت قبلی می‌تواند انتخاب منطقی‌تری باشد.

در بازار مشتقه نیز این موضوع اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا بعضی قراردادها نقدشوندگی محدودی دارند و اجرای استراتژی در آن‌ها ممکن است با هزینه بیشتری همراه شود.

مدیریت نیمه‌فعال؛ ترکیب هسته ثابت و تصمیم‌های تاکتیکی

میان مدیریت کاملاً غیرفعال و مدیریت کاملاً فعال، مدل نیمه‌فعال قرار می‌گیرد.

در این رویکرد، بخش اصلی پرتفوی به‌عنوان هسته صندوق حفظ می‌شود و بخش کوچک‌تری در اختیار تصمیم‌های تاکتیکی قرار می‌گیرد. در یک صندوق طلا، گواهی شمش می‌تواند بخش اصلی پرتفوی را تشکیل دهد و وزن سکه یا استفاده از اختیار خرید در شرایط مشخص تغییر کند.

مزیت این ساختار آن است که رفتار صندوق همچنان عمدتاً با بازار طلا ارتباط دارد، اما مدیر می‌تواند در فرصت‌های نسبی بازار نیز مداخله کند.

اندازه بخش فعال اهمیت زیادی دارد. اگر این بخش بیش از حد بزرگ شود، عملکرد صندوق وابستگی بیشتری به تصمیم‌های مدیر پیدا می‌کند. اگر هم بیش از حد کوچک باشد، فرصت ایجاد بازده اضافه محدود خواهد شد.

کنترل ریسک بخش فعال اهمیت زیادی دارد

مدیریت فعال بدون کنترل اندازه موقعیت‌ها می‌تواند ریسک صندوق را افزایش دهد. به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین تصمیم‌ها تعیین سقف برای بخش فعال پرتفوی است.

در شرایطی که فرصت‌های بازار محدود یا نقدشوندگی پایین است، مدیر می‌تواند وزن بخش فعال را کاهش دهد و سهم بیشتری از دارایی را در هسته صندوق نگه دارد.

در مقابل، اگر اختلاف قابل‌توجهی میان ارزش شمش و سکه ایجاد شود یا یک موقعیت اختیار خرید از نظر قیمت و ریسک جذاب باشد، افزایش محدود این بخش می‌تواند توجیه داشته باشد.

در نهایت، هدف این نیست که مدیر در همه شرایط معامله کند؛ بلکه باید بتواند اندازه تصمیم خود را با میزان اطمینان و ریسک موجود هماهنگ کند.

صندوق‌های طلا را چگونه باید با یکدیگر مقایسه کرد؟

مقایسه صندوق‌ها تنها بر اساس بازدهی یک‌ماهه یا یک‌ساله تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد.

سرمایه‌گذار باید بررسی کند این بازدهی از کجا آمده است. آیا عملکرد بهتر نتیجه رشد خود دارایی‌های طلا بوده یا افزایش فاصله قیمت بازار با NAV؟ آیا صندوق برای کسب بازده بیشتر ریسک بالاتری پذیرفته است؟ آیا عملکرد بهتر حاصل یک تصمیم مقطعی بوده یا نتیجه یک فرآیند سرمایه‌گذاری قابل تکرار؟

همچنین ترکیب دارایی‌ها، میزان نقدشوندگی، هزینه‌ها، حباب سکه، کیفیت بازارگردانی و نحوه استفاده از ابزارهای مشتقه می‌تواند برای مقایسه دو صندوق اهمیت داشته باشد.

تفاوت صندوق‌های طلا در نهایت از کجا می‌آید؟

دارایی پایه مشترک به این معنا نیست که تمام صندوق‌های طلا عملکرد یکسانی خواهند داشت. تفاوت در ترکیب شمش و سکه، حباب سکه، وجه نقد، هزینه معاملات، فاصله قیمت بازار با NAV، نقدشوندگی، بازارگردانی و نحوه استفاده از ابزارهای مشتقه می‌تواند نتیجه سرمایه‌گذاری را تغییر دهد.

به همین دلیل، هنگام انتخاب صندوق طلا نباید فقط به این سؤال پاسخ داد که «کدام صندوق بیشترین بازدهی را داشته است؟». سؤال مهم‌تر این است که این بازدهی چگونه ایجاد شده و صندوق برای رسیدن به آن چه میزان ریسک پذیرفته است؟

همین نگاه می‌تواند تفاوت میان یک بازدهی مقطعی و یک فرآیند مدیریت سرمایه‌گذاری قابل اتکا را روشن کند.

ارز دیجیتال پکس گلد خرید و فروش ارز دیجیتال پکس گلد در بازارهای تومانی و تتری تبدیل
خرید پکس گلد (طلای دیجیتال)

دیدگاه‌ها (۰)

اخبار مرتبط

اخبار بیشتر