Skip to content
radar

ابرتورم چیست؟

مبتدی

ابرتورم چیست؟
در
خواندن در ۱ دقیقه

چکیده

وقتی افزایش قیمت‌ها از یک روند معمول اقتصادی فراتر می‌رود و با سرعتی بسیار شدید و مداوم قدرت خرید پول را کاهش می‌دهد، اقتصاد وارد وضعیتی به نام ابرتورم می‌شود. در تعریف مشهور فیلیپ کاگان، ابرتورم زمانی آغاز می‌شود که نرخ افزایش قیمت‌ها از ۵۰ درصد در ماه عبور کند؛ نرخی که می‌تواند ارزش پول را در مدت کوتاهی به‌شدت کاهش دهد. در چنین شرایطی، مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به خرید کالا، ارز یا سایر دارایی‌ها روی می‌آورند و اعتماد به پول ملی کاهش می‌یابد. اما ابرتورم چگونه شکل می‌گیرد و محرک‌های اصلی آن کدام‌اند؟

تورم چیست؟

تورم به افزایش مداوم و گسترده سطح عمومی قیمت کالاها و خدمات در یک اقتصاد گفته می‌شود؛ یعنی با گذشت زمان، برای خرید همان مقدار کالا و خدمات باید پول بیشتری پرداخت کرد. درنتیجه، قدرت خرید پول کشور کاهش می‌یابد.

برای اندازه‌گیری تورم معمولا از شاخص قیمت مصرف‌کننده (CPI) استفاده می‌شود. این شاخص تغییر هزینه یک سبد مشخص از کالاها و خدمات مصرفی خانوارها را در طول زمان بررسی می‌کند. به‌طوری‌که درصد تغییر آن، یکی از رایج‌ترین معیارهای سنجش تورم در یک کشور است.

تورم می‌تواند دلایل گوناگونی همچون افزایش تقاضا بیش از ظرفیت تولید، رشد هزینه‌های تولید مانند انرژی و مواد اولیه، اختلال در زنجیره تامین و همچنین سیاست‌های پولی نامتناسب داشته باشد. انتظارات مردم و کسب‌وکارها درباره افزایش قیمت‌ها نیز می‌تواند روند تورم را تشدید کند.

البته هر افزایش قیمتی به معنای تورم و ابرتورم نیست؛ افزایش قیمت یک کالای خاص با افزایش گسترده سطح عمومی قیمت‌ها تفاوت دارد. تورم زمانی مطرح است که افزایش قیمت‌ها در بخش بزرگی از اقتصاد و به‌صورت مستمر رخ دهد.

تورم چیست؟

محرک‌های اصلی ابرتورم چیست؟

ابرتورم معمولا نتیجه یک عامل منفرد نیست، بلکه زمانی شکل می‌گیرد که چند بحران اقتصادی و سیاست‌گذاری به یکدیگر متصل شوند. در این وضعیت، افزایش قیمت‌ها به‌قدری سریع می‌شود که پول ملی دیگر نمی‌تواند به‌خوبی نقش خود را به‌عنوان وسیله مبادله و ذخیره ارزش انجام دهد.

بر اساس تعریف مشهور فیلیپ کاگان، ابرتورم از زمانی آغاز می‌شود که نرخ تورم ماهانه از ۵۰ درصد عبور کند. تجربه تاریخی کشورهایی مانند آلمان، مجارستان، زیمبابوه و ونزوئلا نشان می‌دهد که اگر کسری بودجه، رشد شدید نقدینگی، کاهش تولید و از بین رفتن اعتماد عمومی هم‌زمان شوند، تورم می‌تواند به یک چرخه بسیار شدید و خودتقویت‌شونده ورود کند.

اخبار فوری
اخبار فوری پوشش لحظه‌ای اخبار و رویدادها از ۱۰۰ رسانه مالی معتبر به زبان فارسی
مرور اخبار امروز

۱. کسری بودجه شدید و ناتوانی دولت در تامین مالی

یکی از مهم‌ترین محرک‌های ابرتورم، کسری بودجه مزمن و بزرگ است. دولت زمانی با کسری بودجه مواجه می‌شود که هزینه‌های آن برای مدت طولانی از درآمدهایش بیشتر باشد. در حالت عادی، دولت می‌تواند این شکاف را از طریق افزایش درآمدهای مالیاتی، کاهش هزینه‌ها یا انتشار اوراق بدهی تامین کند.

مشکل زمانی آغاز می‌شود که بازار دیگر تمایلی به خرید بدهی دولت نداشته باشد یا هزینه استقراض آن‌قدر افزایش پیدا کند که ادامه این مسیر دشوار شود. در چنین شرایطی، فشار برای تامین مالی از طریق بانک مرکزی افزایش می‌یابد. پژوهش‌های صندوق بین‌المللی پول نیز رابطه میان کسری بودجه و تورم را به‌خصوص در اقتصادهای دارای تورم بالا و بازارهای مالی ضعیف‌تر، قابل‌توجه می‌دانند.

۲. چاپ پول برای تامین هزینه‌های دولت

در بررسی اینکه ابرتورم چیست، نقش تامین مالی پولی یکی از مهم‌ترین موضوعات است. کسری بودجه به‌تنهایی الزاما به ابرتورم منجر نمی‌شود. یکی از حلقه‌های تعیین‌کننده زمانی ایجاد می‌شود که دولت برای پوشش کسری خود به تامین مالی پولی متکی شود.

اگر مقدار پول با سرعتی بسیار بیشتر از ظرفیت تولید کالا و خدمات افزایش پیدا کند، پول بیشتری برای خرید مقدار تقریبا ثابت یا حتی کمتری از کالاها در اقتصاد وجود خواهد داشت. در این حالت فشار صعودی بر قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند.

این موضوع در بسیاری از نمونه‌های تاریخی ابرتورم مشاهده شده است. مطالعات نشان می‌دهد در دوره‌های تورم بسیار بالا، ارتباط میان وضعیت مالی دولت و درآمدهای ناشی از ایجاد پول یا seigniorage اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

۳. سقوط تولید و کاهش عرضه کالا

عامل دیگری که می‌تواند ابرتورم را تشدید کند، کاهش شدید تولید داخلی است. اگر جنگ، بحران سیاسی، تحریم، فروپاشی زیرساخت‌ها، کاهش سرمایه‌گذاری یا سیاست‌های اقتصادی نامناسب باعث کاهش تولید شود، مقدار کالا و خدمات موجود در اقتصاد کاهش پیدا می‌کند. اگر هم‌زمان حجم پول افزایش یابد، فشار بیشتری برای افزایش قیمت ایجاد می‌شود. بنابراین مسئله فقط «پول بیشتر» نیست؛ بلکه نسبت میان پول موجود و کالاها و خدمات قابل عرضه نیز اهمیت دارد.

برای مثال، در برخی تجربه‌های تاریخی، بحران تولید و کاهش درآمدهای صادراتی پیش از تشدید بحران پولی اتفاق افتاده است. در چنین شرایطی، کاهش تولید می‌تواند هم درآمد دولت را کاهش دهد و هم نیاز آن به تامین مالی اضطراری را افزایش دهد.

۴. کاهش ارزش پول ملی و بحران ارزی

افت ارزش پول ملی یکی دیگر از محرک‌های مهم ابرتورم است. وقتی مردم و فعالان اقتصادی، انتظار کاهش سریع ارزش پول داخلی را داشته باشند، تقاضا برای ارزهای خارجی، طلا، کالا و سایر دارایی‌های حفظ‌کننده ارزش افزایش می‌یابد.

کاهش ارزش پول همچنین هزینه کالاهای وارداتی و مواد اولیه خارجی را بالا می‌برد. در اقتصادی که به واردات وابستگی زیادی دارد، این افزایش هزینه می‌تواند به‌سرعت به قیمت کالاهای داخلی منتقل شود. از سوی دیگر، کاهش ارزش پول می‌تواند اعتماد عمومی را بیشتر تضعیف کند و مردم را به خرج کردن سریع‌تر پول داخلی سوق دهد. این رفتار، خود می‌تواند سرعت گردش پول را افزایش دهد و فشار تورمی را تشدید کند.

۵. فروپاشی اعتماد به پول ملی

یکی از تفاوت‌های مهم میان تورم بالا و ابرتورم، تغییر رفتار مردم نسبت به پول است. در تورم معمولی، مردم همچنان بخشی از درآمد خود را به پول ملی نگه می‌دارند. اما در شرایطی که انتظار کاهش شدید ارزش پول شکل بگیرد، افراد موجودی نقدی خود را سریع‌تر خرج کرده یا به دارایی‌هایی با احتمال حفظ ارزش بالاتر تبدیل می‌کنند. درنتیجه، پول با سرعت بیشتری در اقتصاد گردش می‌کند که این وضعیت می‌تواند چرخه زیر را به‌وجود آورد.

انتظار تورم ← کاهش تقاضا برای پول ملی ← افزایش سرعت خرج کردن ← افزایش قیمت‌ها ← کاهش بیشتر اعتماد ← تقاضای کمتر برای پول ملی

به‌همین دلیل، ابرتورم فقط یک مسئله مربوط به مقدار پول نیست؛ اعتماد عمومی به نظام پولی نیز نقش بسیار مهمی دارد. چرا که از بین رفتن اعتماد به توانایی بانک مرکزی برای حفظ ثبات قیمت‌ها می‌تواند در شرایط خاص به ابرتورم منجر شود.

فروپاشی اعتماد به پول ملی

۶. انتظارات تورمی و شکل‌گیری چرخه خودتقویت‌شونده

انتظارات تورمی یکی از حلقه‌های مهم شکل‌گیری ابرتورم است. وقتی خانوارها و کسب‌وکارها انتظار افزایش شدید قیمت‌ها را در آینده داشته باشند، رفتار خود را از قبل تغییر می‌دهند. مصرف‌کننده ممکن است خرید کالا را جلو بیندازد و فروشنده نیز قیمت‌ها را با پیش‌بینی هزینه‌های بالاتر آینده افزایش دهد.

کارکنان ممکن است دستمزد بیشتری مطالبه کنند و بنگاه‌ها برای جبران هزینه‌های آینده قیمت محصولات را بالا ببرند. بنابراین، انتظار افزایش قیمت می‌تواند به بخشی از فرآیند واقعی افزایش قیمت تبدیل شود. در ابرتورم، این چرخه می‌تواند با سرعت زیادی تکرار شود و فاصله میان افزایش قیمت‌ها در دوره‌های متوالی را کاهش دهد.

۷. جنگ، بحران سیاسی و شوک‌های بزرگ اقتصادی

جنگ‌ها و بحران‌های سیاسی از عوامل تاریخی مهم در ایجاد شرایط مساعد برای ابرتورم بوده‌اند. جنگ می‌تواند هم‌زمان تولید را کاهش دهد، هزینه‌های دولت را بالا ببرد، زیرساخت‌ها را تخریب کند و درآمدهای مالیاتی را پایین بیاورد.

در چنین شرایطی، دولت ممکن است برای تامین هزینه‌های خود به استقراض یا تامین مالی روی بیاورد. در برخی نمونه‌های تاریخی، ازجمله ابرتورم‌های مرتبط با جنگ و دوره‌های پس از آن، همین ترکیب فشار مالی، کاهش تولید و افزایش حجم پول نقش مهمی داشته است.

۸. از دست رفتن استقلال بانک مرکزی

یکی دیگر از پاسخ‌ها به این پرسش که ابرتورم چیست، به نقش استقلال بانک مرکزی برمی‌گردد. بانک مرکزی برای کنترل تورم به اعتبار و استقلال سیاست‌گذاری نیاز دارد. اگر فعالان اقتصادی تصور کنند بانک مرکزی مجبور است نیازهای مالی دولت را بر هدف ثبات قیمت‌ها ترجیح دهد، اعتماد به سیاست پولی از بین می‌رود.

این وضعیت را می‌توان سلطه مالی (Fiscal Dominance) نامید؛ یعنی سیاست پولی تا حد زیادی تحت تاثیر نیازهای مالی دولت قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی، حتی اعلام سیاست‌های ضدتورمی ممکن است اثر محدودی داشته باشد، زیرا بازار به توانایی دولت و بانک مرکزی برای اجرای آن اعتماد ندارد.

۹. کنترل قیمت‌ها و اختلال در بازار

کنترل دستوری قیمت‌ها گاهی با هدف جلوگیری از افزایش هزینه زندگی اجرا می‌شود، اما اگر بدون حل ریشه‌های تورم ادامه پیدا کند، ممکن است پیامدهای دیگری داشته باشد. اگر قیمت تعیین‌شده پایین‌تر از سطح تعادلی بازار باشد، تولیدکننده انگیزه کمتری برای عرضه خواهد داشت و احتمال کمبود کالا افزایش می‌یابد.

در این شرایط ممکن است بازارهای غیررسمی شکل بگیرند و اختلاف میان قیمت رسمی و قیمت واقعی بازار افزایش پیدا کند. بنابراین کنترل قیمت به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین اصلاح کسری بودجه، سیاست پولی و مشکلات تولید شود.

اثر نقدینگی و نرخ ارز بر تورم

نقدینگی و نرخ ارز از مهم‌ترین متغیرهایی هستند که می‌توانند مسیر تورم را در یک اقتصاد تحت تاثیر قرار دهند. افزایش نقدینگی به‌خودی‌خود الزاما به تورم منجر نمی‌شود، اما اگر رشد حجم پول و اعتبار سریع‌تر از رشد تولید کالا و خدمات باشد، فشار تقاضا افزایش می‌یابد و زمینه برای رشد عمومی قیمت‌ها فراهم می‌شود.

در شرایطی که اعتماد به پول ملی پایین باشد، بخشی از نقدینگی نیز می‌تواند به سمت خرید ارز دیجیتال، طلا و سایر دارایی‌ها حرکت کند و فشار بیشتری بر بازارها وارد کند. پژوهش‌های جدید نشان می‌دهد نقدینگی مازاد می‌تواند بر اثربخشی سیاست پولی و شکل‌گیری تورم اثر بگذارد.

از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز یا کاهش ارزش پول ملی از مسیر گران‌تر شدن کالاهای وارداتی، مواد اولیه و تجهیزات تولیدی به قیمت‌های داخلی منتقل می‌شود. این انتقال که به «سرایت نرخ ارز به قیمت‌ها» یا Exchange Rate Pass-Through معروف است، در اقتصادهایی با تورم بالا و نااطمینانی بیشتر معمولا شدیدتر است.

اخیرا بررسی ۴۶ اقتصاد پیشرفته و نوظهور نشان داد که اثر کاهش ارزش پول بر قیمت‌های داخلی در این شرایط می‌تواند افزایش یابد. بنابراین، زمانی که رشد نقدینگی، کاهش ارزش پول و انتظارات تورمی هم‌زمان شوند، احتمال شکل‌گیری یک چرخه تورمی پایدار بیشتر می‌شود.

اثر نقدینگی و نرخ ارز بر تورم

جمع‌بندی

ابرتورم را می‌توان نتیجه هم‌زمان چند «عدم تعادل اقتصادی»؛ از کسری بودجه و رشد شدید نقدینگی گرفته تا کاهش تولید، افت ارزش پول ملی و شکل‌گیری انتظارات تورمی دانست. پژوهش‌های صندوق بین‌المللی پول نیز نشان می‌دهند که کسری‌های مالی پایدار، به‌ویژه در اقتصادهای دارای تورم بالا، می‌توانند فشار تورمی را تشدید کنند. در چنین شرایطی، کاهش اعتماد به پول ملی چرخه افزایش قیمت‌ها را سریع‌تر می‌کند. بنابراین، مهار ابرتورم تنها با کنترل قیمت‌ها ممکن نیست و به اصلاح سیاست‌های مالی و پولی، تقویت تولید و بازگرداندن اعتماد عمومی نیاز دارد.

دیدگاه‌ها (۰)

مقالات مرتبط