در صورت تنش نظامی ایران و آمریکا، دلار بخریم یا بفروشیم؟
مبتدی
چکیده:
در حالی که احتمال تنش نظامی در منطقه افزایش پیدا میکند، نگاهها به سمت دلار معطوف شده و برای بسیاری از سرمایهگذاران ایرانی این سؤال مطرح است که باید دلار خرید یا وقت فروش است؟ پاسخ این سؤال هرچند در کوتاهمدت وابسته به مسائل سیاسی است، اما در بلندمدت کاملا به سازوکار عرضه و تقاضای ارز، انتظارات تورمی و چشمانداز اقتصادی بستگی دارد.
چرا تنشهای نظامی معمولا نرخ دلار را در کوتاهمدت افزایش میدهد؟
قیمت دلار بیش از هر چیز به انتظارات واکنش نشان میدهد. زمانی که احتمال درگیری نظامی یا تشدید تنشهای منطقهای مطرح میشود، سطح نااطمینانی در اقتصاد افزایش پیدا میکند. در چنین فضایی، تقاضا برای داراییهایی که بهعنوان پناهگاه امن شناخته میشوند بالا میرود و در ایران، دلار یکی از مهمترین این داراییهاست. نتیجه طبیعی این رفتار، افزایش تقاضای احتیاطی و رشد قیمت در کوتاهمدت است.
از منظر اقتصادی، سه عامل اصلی در این جهش اولیه نقش دارند:
- افزایش انتظارات تورمی
- کاهش عرضه ارز یا نگرانی از آن
- رفتار هیجانی و هجوم کوتاهمدت به بازار
با این حال، باید توجه داشت که واکنش کوتاهمدت بازار ارز الزاما به معنای تثبیت یک روند بلندمدت نیست. بسیاری از جهشهای اولیه پس از فروکش کردن فضای هیجانی تعدیل شدهاند. بنابراین، تصمیمگیری درباره خرید یا فروش دلار در چنین شرایطی باید بر پایه تحلیل سناریوهای اقتصادی و مدیریت ریسک باشد، نه صرفا واکنش به موج اخبار.

واکنش بازار ارز در تجربههای تاریخی داخلی و منطقهای
بررسی تجربههای گذشته نشان میدهد بازار ارز در برابر شوکهای امنیتی و تنشهای نظامی معمولا واکنشی سریع دارد. در ایران، هر زمان سطح نااطمینانی سیاسی یا ریسک درگیری افزایش یافته، دلار در کوتاهمدت با رشد مواجه شده است. این واکنش بیش از آنکه ناشی از تغییر فوری متغیرهای بنیادین اقتصادی باشد، به افزایش تقاضای احتیاطی و تشدید انتظارات تورمی مربوط میشود.
در سطح منطقهای نیز الگوی مشابهی دیده میشود. در کشورهایی که با بحرانهای امنیتی یا بیثباتی جدی روبهرو بودهاند، ابتدا پول ملی تحت فشار قرار گرفته و سرمایه به سمت داراییهای امن حرکت کرده است. معمولاً در کنار دلار، قیمت طلا نیز همزمان رشد میکند؛ زیرا سرمایهگذاران به دنبال حفظ ارزش دارایی در برابر ریسکهای پیشبینیناپذیر هستند.
نکته مهم این است که در بسیاری از این موارد، پس از عبور از شوک اولیه و مشخص شدن دامنه واقعی بحران، بازار بهتدریج به تعادل رسیده است. بنابراین تجربههای تاریخی نشان میدهد جهش اولیه نرخ ارز الزاما به معنای تثبیت یک روند صعودی پایدار نیست و شدت و ماندگاری آن به تحولات اقتصادی بعدی بستگی دارد.
با دید کوتاهمدت دلار بخریم یا بفروشیم؟
اگر صرفا بر اساس تجربههای گذشته و منطق رفتاری بازار تصمیم بگیریم، در سناریوی افزایش تنش نظامی، معمولا در کوتاهمدت شاهد رشد نرخ دلار و طلا هستیم. بنابراین، در بازه زمانی کوتاهمدت، سناریوی خرید دلار میتواند بهعنوان یک ابزار حفظ ارزش دارایی قابل بررسی باشد. البته بسیاری از سرمایهگذاران بهجای اسکناس فیزیکی، به سراغ داراییهای دیجیتال میروند. در این میان، خرید تتر بهدلیل نقدشوندگی بالا، امکان معامله ۲۴ ساعته و سهولت انتقال، بهعنوان جایگزینی عملی برای دلار فیزیکی مطرح میشود.
نکته مهم این است که این رویکرد بیشتر مناسب مدیریت ریسک در دورههای کوتاهمدت است. در صورتی که فضای خبری آرام شود یا متغیرهای بنیادی تغییر کنند، بازار میتواند بهسرعت اصلاح شود. بنابراین، حتی در سناریوی خرید دلار یا تتر نیز باید افق زمانی مشخص، مدیریت سرمایه و پرهیز از تصمیمهای هیجانی در نظر گرفته شود.
احتمال اصلاح قیمت در میانمدت وجود دارد
اگر از فضای هیجانی کوتاهمدت عبور کنیم، تجربه بازار ارز نشان میدهد که هیچ جهش قیمتی بدون پشتوانه بنیادین پایدار نمیماند. در صورتی که پس از یک دوره تنش، شرایط به سمت ثبات اقتصادی، شفافتر شدن سیاستهای مالی و بهبود جریان ورودی ارز حرکت کند، احتمال اصلاح نرخ دلار در میانمدت دور از ذهن نیست. چون بازار ارز در نهایت به متغیرهایی مانند تورم، رشد نقدینگی، تراز تجاری و وضعیت بودجه دولت واکنش نشان میدهد و نوسانات صرفا به اخبار جنگ محدود نیست.
به همین دلیل، حتی اگر در کوتاهمدت سناریوی رشد دلار محتمل باشد، در افق میانمدت باید سناریوی تعدیل قیمت را هم در نظر گرفت. اصلاح میتواند بهصورت توقف رشد، نوسان خنثی یا حتی کاهش نسبی نرخ ارز ظاهر شود. بنابراین استراتژی منطقی این است که تصمیمهای سرمایهگذاری با درنظر گرفتن افق زمانی مشخص و مدیریت ریسک اتخاذ شوند، نه بر پایه یک پیشفرض قطعی درباره ادامه روند صعودی.

در بلندمدت اقتصاد و پارامترهای آن برگ برنده اصلی است
در نهایت، آنچه مسیر نرخ ارز را در بلندمدت تعیین میکند، نه شوکهای مقطعی و نه فضای هیجانی بازار، بلکه متغیرهای بنیادین اقتصاد است. عواملی مانند نرخ تورم، رشد نقدینگی، کسری بودجه، تراز تجاری، میزان دسترسی به منابع ارزی، سیاست خارجی و سطح سرمایهگذاری خارجی، نقش تعیینکنندهتری نسبت به اخبار کوتاهمدت دارند. اگر این پارامترها به سمت ثبات و انضباط مالی حرکت کنند، حتی پس از یک دوره جهش، امکان تثبیت یا تعدیل نرخ ارز وجود دارد.
به همین دلیل، سرمایهگذاران حرفهای معمولا علاوه بر دنبالکردن اخبار، دادههای اقتصادی را نیز رصد میکنند. در بلندمدت، این واقعیت پابرجاست که اقتصاد قویتر و باثباتتر، فشار کمتری بر نرخ ارز وارد میکند و همین موضوع برگبرنده اصلی در تعیین مسیر دلار خواهد بود.
جمعبندی: در چنین شرایطی استراتژی منطقی چیست؟
در شرایط افزایش تنش و نااطمینانی، واکنش هیجانی سادهترین انتخاب است؛ اما لزوما بهترین انتخاب نیست. تجربه نشان میدهد در کوتاهمدت احتمال رشد دلار و طلا وجود دارد، اما در میانمدت و بلندمدت مسیر نرخ ارز به متغیرهای بنیادین اقتصاد وابسته است. بنابراین استراتژی منطقی، تصمیمگیری بر اساس سناریو است، نه پیشبینی قطعی.
برای سرمایهگذار محتاط، تنوعبخشی به داراییها، تعیین افق زمانی مشخص و مدیریت ریسک اهمیت بیشتری از تلاش برای شکار سقف یا کف قیمتی دارد. ورود پلهای، پرهیز از استفاده کامل از سرمایه در یک نقطه و توجه همزمان به دادههای اقتصادی و رفتار بازار میتواند ریسک تصمیم را کاهش دهد. در نهایت، هدف در چنین شرایطی باید حفظ ارزش دارایی و کنترل ریسک باشد، نه ورود به رقابتهای هیجانی کوتاهمدت.
دیدگاهها